زبان موسیقی

موسیقی در زمان به وجود می آید . نمی توان آن را دید و لمس کرد فقط می توان آن را شنید . ریتم، لحن، هارمونی، رنگ حرکت وملودی از ابزار بیان موسیقی اند. این تعاریف نوعی تأکید بر ویژگی های خاص موسیقی هستند. اما ارتباط زمان با موسیقی هم چنان باقی و سحر انگیز است.

 لحن

بایید کلمه ای مانند صندلی را انتخاب کنیم و آن را با لحن های متفاوت ادا کنیم. ابتدا صندلی قدیمی باشکوهی را مجسم می کنیم که از چوب عناب قرمز ساخته و حکاکی شده است. بی شک این صندلی تعجب ما را بر می انگیزد به گونه ای که خواهیم کفت : صندلی ولی در مقابل صندلی فاقد تزئین معلمی که سخت گیر و مواضع است فقط خواهیم گفت صندلی یا هنگامی که معلم ادبیات از ما می خواهد که شعری را از حفظ بخوانیم انتظار می رود شعر با احساس و آهنگ کلام خوانده شود نه خشک و یکنواخت چرا که ادبیات هنر است و این طرز بیان است که هنر را از غیر آن جدا می کند و موسیقی هنر لحن در کلام است.

 ریتـــم

همه ما می توانیم ضربات چوب های کوچک طبل را بر روی آن که یاد آور رژه مرتب یک گروه سرباز است به خاطر آوریم. توالی این ضربه ها الگوهایی از تقسیم بندی های زمانی را شکل می دهد که ما از آن به عنوان ریتم یاد می کنیم.

ریتم می تواند خیلی یکنواخت و بدون تغییر باقی بماند. مانند ریتم مارش که می توان با آن بسیار راحت و سبک گام برداشت و نیز می تواند تیز و مقطع، پرحرارت، پیچیده و یا ترکیبی از فاصله های زمانی مختلف باشد.

در موسیقی موجموعه ای بی نهایت بزرگ و متنوع از ریتم وجود دارد. در بعضی از آثار موسیقی ریتم دارای اصلی ترین نقش است. ریتم های بسیاری نیز مانند ریتم ملودی های بومی با رقص ها در طی قرون بوجود آمده و نسل به نسل منتقل می شود. مانند ریم رقص پلکا ، مازورکا و پلنز ضمن آنکه به واسطه شناخت ریتم می توان انواع رقص ها را نیز از هم تمیز داد.

سرعت اجرا برروی شخصیت آهنگ تأثیر مستقیم دارد. تغییر سرعت یک اثر می تواند به راحتی نوع و مقصود بیان یک اثر را عوض کند . برای مثال تصور کنید : آهنگی شاد را در سرعت بسیار کم اجرا کنیم و یا یک لالایی آرام را در سرعت بالا بخوانیم ! بی شک هیچ کودکی به خواب نخواهد رفت.

برگرفته از کتاب رشته های نامرئی موسیقی